95. راهنمایی بی فایده
دیشب که بلوط پیامم رو دیر سین کرد و جواب داد، منم دیر سین کردم و یه جواب کوتاه دادم. ولی بعدش مکالمه مون گرم شد. بازم از افسردگیش گفت. به هم کشش داریم ولی حال روحی اون خوب نیست. گفت خبرای بد دست از سرش بر نمیدارن. گفت متوجه شده که یه دوستش که گفته بودن از کرونا مرده بوده در واقع خودکشی کرده. داشت خودش رو با اون مقایسه می کرد. ذهنش رو منحرف کردم. سعی کردم از اون حال درش بیارم. دوس ندارم که رابطه مون بره سمتی که من بشم نقش تسلی دهنده ولی چیکار کنم با این آدم آخه. وقتی حالش خوب نیست خب معلومه که نمیشه درباره چیزای مربوط به رابطه مکالمه کرد.
امروز یه ایمیل تو جواب ایمیلی که برای گرفتن راهنمایی فرستاده بودم اومد. استاد ایرانیه ایمیلم رو برای یکی دیگه از نویسنده های مقاله فرستاده بود. اون فرد هم که اسمش کریستین بود نوشته بود الگوریتمت درسته ولی حتما یه جای کد خرابه که جواب نمیده. در واقع چشم بسته غیب گفت. جواب نمیداد سنگین تر بود. یه جواب سه خطی نوشتم و ازش تشکر کردم و گفتم کد رو بیشتر بررسی می کنم.
امروز وقت داشتم و یه مقدار رو تولید ویدئو یوتیوب کار کردم. یه شاگرد هم داشتم. بعدم هم اتاقیم که از خودش به حرف میاد و از دوز پسرش میگه رو داشتم حین شام خوردن. و تایید کردن همه چیزایی که می گفت. حالا هم نشستم پای کارای پژوهشی. فردا شاگرد ندارم خدا بخاد و می تونم رو کارم وقت بزارم. امیدوارم نتیجه ای بگیرم. چون ددلاینم تموم شده. استاد گفته بود تا اخر مهر باید نتیجه بگیرم وگرنه لازمه موضوع رو عوض کنیم.